سلام
تاجایی که دینی خوندم و درجریانم توفیق مال اوناییه که لااقل یه پله بالاترن و به خدا نزدیک تر
شایدم خدا از رگ گردن نزدیک تره ولی اونا اونقدر دستشونو سمتش بردن که نزدیک تر شدن
نمیدونم
بگذریم
اینکه چرا اینقدر میتونم اینجا راحت بنویسمو هم نمیفهمم...اینستا با اینکه مدیریتش بیشتره میتونی تصمیم بگیری کی بخونه کی نخونه ولی انگار یه دیواری هست این وسط
از اینم بگذریم
امروز رفتم برای امتحان، خیس خیس شده بودم از بارونی که شدید بودو بند امدنی هم نبود
رسیدم ...ایت الکرسی...صلوات...
با خودم گفتم اگه روزه نبودم الان به لیوان اب که درمان همیشگیمه اروم میشدم
یا اگه وقت بود پرحرفی که اونم ارومم میکنه
دیگ وقتی میخورم به بن بست شروع میکنم اهنگ هندی خوندن برای خودم
اهنگ شاااااد..با ریتم روی صندلی امتحان
....
بگذریم...بعد مدتها من برای یه امتحان استرس گرفتم...ریاضی مرگ به نیرنگ تو یعنی
ولی خب خوب شدم
وقتی از سالن اومدم بیرون
دوستم اومد سمتم: چه طور بود؟
با چنان ذوقی داد زدم عالی که فکر کردیم 20 میشم
ولی بعد چند دقیقه فهمیدم که چقدر گند زدم
16-9=5!!!
2 ضرب در رادیکال 5=2/5
4÷12=8
منفی ضرب در منفی= منفی!
اینگونه قوانین ریاضی، طبیعت،انسانیت، عقلانیت،فلسفه،احتمالات و... رو دچار دگرگونی کردم و تامام
دلم شکست واقعا! اونهمه زمان ...تلاش...بخون بخون بخون...تهشم برای جمع و تفریق نمره از دستم پرید
اما خب من ازوناش نیستم که غصه بخورم اصولا...پس از وقتی رسیدم خونه 2 تا فیلم هندی دیدم که ببره این غم رو
که انصافا کارساز بوده...و شخصا از شخص شخیص بالیوود مچکرم دمت گرم
امضا یک عدد کنکوری خسته سرما خورده ی خواب الود که دارد سعی می کند بی پروا ترین در نوشتن اینجا باشد
فعلا
دفترخاطرات...
ما را در سایت دفترخاطرات دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 65