همچنان باران

خرید بک لینک

سلام

همین حالا که دارم در اتاق تاریکی که حالا کمی از نور خورشید بی جان بر ان می تابد می نویسم باران می بارد

دیروز روز افتضاحی بود...از همان روزهایی که جایشان را درسررسید روزانه نوشته هایم خالی میگذارم و یک قلب گنده وسط ان می کشم و مینویسم بهتر است فراموش شوی حتی اگر یک نقطه ی شعف انگیز در تو باشد

همین حالا هم صدای باران و صفحه کلید است که در خانه می پیچد، بارانی که دوروز است بیخیالمان نشده و خداکند نشود که من اگر شادترین ادم روز زمین نباشم ، لااقل در ان دسته قرار خواهم گرد

کاش میشد خورشید را برای همیشه اینطور منزوی نگاه داشت

بگذریم

چیزی تا امتحان بعدی نمانده،تقریبا یک ساعت، سرماخوردگی لذت بوییدن عطر گل یاس حیاط را از من گرفته اما من هنوز زیر باران بی چتر می ایستم گل یاس را بو میکشم و برای ماه دست تکان می دهم

به امید لبخند عمیق سرجلسه و بعد از ان

هرچند خوب میدانم بازهم هرطور که باشد

لبخندی خواهم زد و به جلو خواهم رفت

به وقت همین حالا

جذاب ترین خرداد ممکن

دفترخاطرات...

ما را در سایت دفترخاطرات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 19 خرداد 1398 ساعت: 3:58

صفحه بندی