اردی بهشت

خرید بک لینک
سلام

اینکه بخوام دوباره تایپ کنم و از طولانی شدنش نترسم خیلی وقته که برام اتفاق نیفتاده،

اما اومدم تا از همین روزهای اردیبهشت که میگذرن بگم

امسال من سال یازدهم-سوم قدیم- رو خوندمو و از هفته ی دیگ میرم که امتحانات رو بگذرونم و بشم یک کنکوری واقعی!

کنکوری که خدا کنه یه روز بره کنار ...که دیگ نسل بعدی اینقدر عذاب نکشن و استرس متحمل نشن

ولی خب من درعین اینکه استرس دارم،ریلکس هم هستم...

دارم تجربی میخونم درحالی که کوچک ترین علاقه ای به هیچ رشته ای که انتهای این رشته است ندارم

و فقط میخوام کنکور بدمو ببینم چی میشه، اگه خوب بود که هیچ میریم همون مسیری که سرنوشت گذاشته جلوم

و اگه خوب نشد(البته من تمام تلاشم میکنم) میرم پی همون چیزی ک میخوام:فیلمنامه نویسی و ...

راستش وقتی دوسال پیش بهم گفتن تو دختری لازم نیست نگران درامد شغلت باشی و صرفا بچسب به علاقه ات هنوز نمدونستم چی دوست دارم...ولی خب،الان میدونم

.

این روزها دارم میخونم و میخونم و منتظرم این 365 رو بگذره و تموم شه این دوازده سال درس خوندن

.

پ ن بی ربط) چندساله فوتبالی شدم و فوتبال میبینم، راستش خیلیا مدام میپرسن که چی؟! تهش چی میشه؟! چی به تو میرسه؟!

و من خب جوابشونو نمیدم اکثرا ولی تو دلم میدونم:من از هیجان واقعی میترسم، برای همین دنبال هیجان گشتم و تو فوتبال پیداش کردم، یه منبع باحال برای شادی،برای شادی های کوچیکی که انصافا لذت بخش ان!

من وقتی تیم محبوبم اخر هفته میبره، تا ته هفته ذوق دارم

و سعی میکنم پر انرژی و شاد بگذرونم اون هفته رو

چه بسا راز سرخوش بودنم بعد از ژن همین بیخیال دنیا بودنو اهمیت دادن به شادی های کوچیکه

.

کاش زودتر بیام و بنویسم دوباره

قالب یافت نشد که سروسامونی بدم به این خونه

دفترخاطرات...

ما را در سایت دفترخاطرات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:22

صفحه بندی